گیر دادم به خزپارتی
به سعیده میگم عروسی کن دیگه،دلم عروسی میخواد
میگه من خودم منتظرم کرونا تموم شه،دوستام میخوان مجلس بگیرن عروسی شون دعوتم
گفتم نه بابا،عروسی خز دلم میخواد
میگه یعنی عروسی من خزه؟
به سعیده میگم عروسی کن دیگه،دلم عروسی میخواد
میگه من خودم منتظرم کرونا تموم شه،دوستام میخوان مجلس بگیرن عروسی شون دعوتم
گفتم نه بابا،عروسی خز دلم میخواد
میگه یعنی عروسی من خزه؟
ملی یه کلیپ فرستاده از مهمونی شب یلدا
دایی قنبر و دایی حسین و عباس وسعید ومامان و زندایی ها و...
سعیده میگه خزپارتی
د اس ماعیل زاده میگفت غذای فریزری ،مصرف غذا تو ظروف پلاستیکی ،سروکله زدن با امواج مغناطیسی باعث نازایی میشن
امروز حقی کنفرانس نازایی داشت
د اسماعیل ز اده میگفت دیدن بچه هایی که توشیرخوارگی از شیشه شیر شیر خوردن،اندومتریوز توشون نسبت به اونایی که شیر مادر خوردن بیشتره
ساري يه ساندويچي داره اسمش خوجير
يادمه ننه اونموقع ها بهم ميگفت دُخته خوجيره
يعني دختر خوب
امروز با امین والهام رفتیم شیخ ابولحسن خرقانی
یه جمله ی معروف داره که صدبار تاحالا شنیده بودم:"هر که در این سرا در آید نانش دهید و از ایمانش مپرسید، چه آنکس که به درگاه باریتعالی به جان ارزد البته بر خوان بوالحسن به نان ارزد"
امروز رفتم تو عمق معناش
دیدم کلا میگه کسیکه خدا انقدر دوستش داشته که بهش جان ارزانی داده،حتما به نان از طرف من می ارزه.
امروز آخرین جمعه ی آخرین پاییز قرنه
جعفر دهقان اومده بود چهل تیکه
میگفت اون موقع ها که بچه بوده خونشون مهمون میومده اگر زیاد بودن وشب جا نداشتن،باباش میرفته خونه همسایه و میگفته مثلا اصغر اقا ما امشب مهمون داریم شب میان خونتون میخوابن
داشتم فکر میکردم قبلا ها نه تنها مهمونها خونه هم میخوابیدن،بلکه مردم چقدر با همسایه هاشون راحت بودن
امروزبا مادرشوهرم رفتیم سرمزار
اتفاقی دیدیم سالگرد فوت پدرشوهرمادرشوهرمم هست،۳۱سال قبل
یه حدیث ازامام علی ع دیدم که نوشته بود به دیدار مردگان برید،آنها از دیدن شما خوشحال میشوند
داشتم با اقا ی اسماعیلی راننده مرز یکلا برمیگشتم بابل
آهنگ ماشینش این بود:تِره خام بِه
اونم با صدای بلند
خانومش همبود البته
آدم تو اینستاگرام متوجه یه سری مناسبتها برای اولین بار میشه.
مثلا امروز روز حمل و نقل عمومیه و خواهر دوستم،همسرش راننده س و استوری گذاشته که با افتخار همسر یک راننده س
مادرشوهرممیگه اونموقع ها محله ها قلدر داشتن،قلدرها همنوچه داشتن.
بعد میگه بابا قلدر شه نما بود.
پدرشوهرم میگه دخترا تو امنیت بودن،نمیذاشتم کسی به محله مون چپ نگاه کنه.
صندلي جلو سواري نشسته بودم
نزديك افتر
چندتا كبك كوهي قدم زنان از جلوي ماشين ما،رد شدن رفتن اونطرف جاده
نشستم تو سواري برم سمنان
اين آخرين آف طولانيمه
زمستون كلا روتيشن هاي الكتيو و ليبرم
من تنها عاشق تو نيستم
من به تو مومنم
همانطور كه انسان با اصل و نسب به وطن ايمان دارد
غسان كنفاني
از اينستا
به اين فكر نكنيد كه چه روزهايي را از دست داده ايد
به اين بينديشيد كه چه روزهايي را نبايد از دست دهيد
و به پيچك فرمود نرده را زيبا كن
و به پروانه بگفت عشق را معنا كن
و به باران فرمود خنده را رسوا كن
و به پرواز كبوترها گفت شوق را افشا كن
من چرا غمگينم؟و ازين غمگيني من بيچاره چه سود؟
از ناديا
ان الله يعطي اصعب المعارك لاقوي جنوده
خدا سخت ترين جنگها رو به قوي تربن سربازهاش ميده
پاندا پرسيد كدومش مهمتره؟سفر يا مقصد؟
اژدها كوچولو گفت:همراهت
٥دقيقه صداشو ميشنوي
٢٣ساعت و ٥٥دقيقه خوشحالي
چيه اين آدميزاد؟!
از اينستا
تو اينترنت نوشته بود تحقيقات نشون داده خواهر بزرگتر شما،يكي از مهمترين و تاثيرگزارترين افراد در طول زندگي شماست.
تو خونه ام به من ميگن خط شكن
پ.ن:از اينستاگرام پرشين امريكن
دوستم متخصص زنانه
عكس يه نوزاد كه تازه به دنيا اومده رو گذاشته،نوشته يه كم نوربهشت به من بپاش
تو خبرا خوندم يك شهابسنگ بعد از يك ميليون سال سرگرداني در فضا،در آسمان نيويورك منفجرشد.
ديروز يكي از دوستانم استوري گذاشته بود كه در پوزيشن همراه مريص بيمارستان بودم و ميخوام ازين به بعد بهتر ازگذشته رفتار كنم.
به شدت باهاش موافقم.فقط كافيه همراه مريض باشي تا بفهمي.
تو اتوبوس نشسته بودم بيام بابل،پشت سريم يه دختر كوچولو و مادرش بودن
دختره رقت كتابشو دربياره،مامانش گفت چي شده؟
گفت الان كلاس رياضي داريم
مامانش گفت الان وسط اتوبوس؟بذار تو كيفت
دختره گفت باشه،بعدا از دوستم ميپرسم
داشتم فكر ميكردم حالا درسته كروناهست و مدرسه ها تعطيله،مادرش چرا شنبه تصميم به برگشت گرفته به جاي جمعه؟
تو آقازاده اول و آخر هر قسمت يه دعا مياد
يكي از دعاهايي كه دوست داشتم اين بود:
يا سريع الرضا،اغفر لمن لا يملك الا الدعا
تو اين هفته نشستم كل ٢٥قسمت آقازاده رو ديدم
نيما همش سخنراني آدماي موفق رو گوش ميده
يه جا سخنران ميگه:
you have not,because you ask not
ميخواستم نماز بخونم،نميدونستم اذان شده يانه
تو اينترنت سرچ كردم اذان مغرب مرزي كلا
باورم نميشد يه روز ساعت اذان مرزي كلا رو سرچ كنم
تو سواري بابل به مرزي كلا،يه پيرمرد طلوت پياده شد،سرچ كردم،نوشته اسم به رود وسط روستا ست كه جريانش تند بوده و بچه ها توش غرق ميشدند،واسه همين گذاشتن تلخ رود كه به مازندراني ميگفتن تل رود،كه به مرور زمان شده تلوت و طلوت!ب.ن:البته نوشته به گل سفيد هم تيله پشت ميگن كه احتمالا طلوت از اون اومده