شما چرا عذر میخوای؟

یه پرستار هس خانم جهانفرد

تکیه کلامش ببخشید ه

یه بار دوتا پسرنوجوان از گله پاشده بودن اومده بودن درمانگاه با دل درد

وقتی رفتن خانم جهانفرد اومد تو گفت خانم دکتر ببخشید بود میدادن

ارجاع به از مابهتران

شب یه پسره اومد دفترچع باباشو فردا مهر کنم بره دکتر

بهش میگم چه دکتری؟

گفت به عمومی دیگع

بهش میگم اینجا عمومی داریم که

کفت نه اون سمنانه

قرار بگیری

خانمه اومده بود براش دفترچه شو مهرکنم بره دکتر زنان

بهش میگم چرا؟

میگع ماما گفته حاملگی پرخطر

میگه ۴۱سالمه

بچه م ده ماهشه دوباره حامله شدم

میگه ۴تادختر داشتم.آخری ۷سالش بود.تومخم رفته بود یه بار حامله شم پسر باشه

بالاخره حامله شدم پسر بود

حالا اون ده ماهشه دوباره حامله شدم.دوستام میگن ایشالله دوقلو باشه مگر تو قرار بگیری

بهش میگم ایشالله دوقلو پسرباشه

میگه خدا از دهنت بشنوه.دوقلو باشه درمانگاهو شیرینی میدم

خواهرشوشو

خانم برهانی آبدارچی درمانگاس

میگه برادرشوهر ندارم

دوتاخواهرشوهر دارم.به شوهرم میگم برادر که نداشتی.کاش این دوتاخواهرم نداشتی

بعد رومیکنه به من

میگه خواهرشوهر انگشتتو عسلی کنی بذاری تو دهنش بازم گاز میگیره

شکرگزاری

شوهر خاله زهرا مریض بود

خاله با چشمهای گریان میگفت کاری از دستم برنمیاد تو این شرایط جز شکرگزاری

 

ارباب

خاله زهرا اومده بود خونه مادرشوهرم

به ننه میگه خبری از ناصر نمیگیری؟

ننه گفت ناصر اربابه.ارباب خبر از رعیت نمیگیره

خاله گفت:ارباب فقط امیرالمومنینه عمه جان