با خودم می گفتم من برای استواری ایمانم و زدودن زنگارهایی که به باور قدرت مطلق بودن خدا در ذهنم بود، دارم چه هزینۀ سنگینی پرداخت می کنم. رفتن و نبودن علی خیلی غم انگیز بود و هست. زندگی حتماً در کنار او رنگ وبوی بهتر و زیبایی های خیلی بیشتری داشت؛ اما نبودن های علی هم سرشار از خیر بود. برای من یکی حتی نبودنش هم باعث رشد شده بود

ازکتاب حوالیی شش بعدازظهر