شیله پیله نداشت؛ صاف و ساده. اهل کلاس گذاشتن نبود. با همه راحت برخورد می کرد. می گفت «کوچک زاده هستم؛ هشت ساله از رشت.» این تکیه کلامش بود. پیش بچه های فعال قدیمی می گفت «آقا ما نوجونتیم.» این اصطلاح را برای شکستن خودش درآورده بود.

می گفت: «آقا من کسی نیستم. یک آدمی هستم که می خوام کاری انجام بشه. ما رو جزء پادوهاتون حساب کنید.» آن قدر برای انجام کارهای فرهنگی تکاپو داشت که بچه ها بهش میگفتند تو بیش فعالی

از کتاب بی قرار