صدای پرشدن ریۀ مجید را از خون می شنیدم. صدایی شبیه به قطره های آب بعد از باران... پِق پِق پِق... وقتی ریه پُر از خون می شود، نفس کشیدن سخت است. از لحظه ای که تیر خورد و زانوهایش خم شد و با صورت آمد روی زمین، دقیقاً چهار مرتبه نام مبارک حضرت زهرا(ع) را آورد: «یازهرا... یازهرا... یازهرا... یازهرا... .» مرتبۀ اول که نام را گفت، تا مرتبۀ چهارم، صدایش کاملاً متفاوت شده بود

ازکتاب اردیبهشت اتفاق افتاد-شهید مجید سلمانیان