فوتبال او ترک نمی شد. بارها دیدم که هنگام فوتبال روی او خطا کرده بودند، محمدتقی حتی یک بار شاکی نشد، فقط نگاه می کرد و لبخند می زد. می نشست و پایش را می گرفت و باکمی ماساژ دردش را آرام می کرد. عصبانیتش را هضم می کرد. اجازه نمی داد که آن حسِ درونی تبدیل به پرخاش و تندی و حرف توهین آمیز بشود. نتیجه این بزرگ منشی جز شرمندگی و خجالت طرف مقابل نبود

ازکتاب هفت روزدیگر