همین قشنگی، اخلاقش بود که اگر حرفی می شنید، برخلاف عقایدش با بردباری گوش می داد. اصلاً اهل این نبود که طرف مقابل را متقاعد کند. بیشتر سکوت بود و گوش دادن. با خواهرهایمان ارتباط خیلی خوبی داشت. اهل درد و دل بود با آنها. رفیق راه وزندگیشان بود. کیف می کردند. با هم خوش می گذراندند و دلواپس و دل نگران هم بودند.

ازکتاب هفت روزدیگر