زنعمو میگفت فهیمه رفته عینک بخره؛فروشنده گفته از سه تومن شزوع میشه

اونم گفته گرونه و نخریده

میگه شب آوین عینک آفتابی بچع گانه ش رو آورده گغته خاله بیا اینو یه کم من میزنم یه کم تو