صله رحم را با همه فامیل برقرار می کرد، حتی اگر شده تلفنی یا حتی دیداری کوتاه دمِ در خانه.

می گفتم: حسین چرا می ری خونه کسی که از تو خوشش نمیاد و چشم دیدنت رو نداره. - کاری که واسه خدا باشه، دیگه توش حساب و کتاب معنی نداره. من چی کار دارم کی چطور برخورد می کنه، من کاری رو می کنم که می دونم درسته.

ازکتاب روایت بی قراری-شهید حسین محرابی