خانم میر ا خو ری میگفت سنگ صفرا داشتم

دردهاش کولبکی بود

گفت یه باز کلب زنگ زدم همسرم گفتم بیا دارم از درد میمیرم

اومد ایفون ژد،تا رفتم درو بازکردم انگار سنگ جابه جا شد درد آروم شد

همسرم اومد تعجب کرد خوب شدم

گفت یه بار دیگه ذاشتم از درد به خودم میپیچیدم،ازپله اومدم پایین انگار سنگ جابه جا شد،دزد آردم شد