اولین مخفی کردن
زهرا میگه اومد بع مانی شربت بدم
گفت نه نه نه
یادم اومد قاشق نیاوردم
رفتم بیارم دیدم نیست،گشتم دیدم مانی پشت دستمال کاغذی قایم کرده
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم شهریور ۱۴۰۲ ساعت 14:54 توسط مریم
|
زهرا میگه اومد بع مانی شربت بدم
گفت نه نه نه
یادم اومد قاشق نیاوردم
رفتم بیارم دیدم نیست،گشتم دیدم مانی پشت دستمال کاغذی قایم کرده