دیشب مانی رو بردم پایین

نشست رو زمین،دست زد به زمین به بابا بزرگ نگاه کرد گفت بشین

بعد نشست

به مامان بزرگ نگاه کرد گفت بشین

نشست

بعد دستشو آورد جلو شروع کرد حرف زدن