از نظرش گذشت
زهرا میگه من هیچوقت حرکت رو احساس نمیکردم.
همش میرفتم درمانگاه قلب گوش میدادم ،اونام کلی طول میکشید پیداش کنن.
بعد شب تولد گفتم خدایا این همه میگن بچه قل میخوره،میچرخه آخرش نفهمیدیم چی بود
بعد یهو بچه قل خورد.
+ نوشته شده در سه شنبه دوم شهریور ۱۴۰۰ ساعت 7:30 توسط مریم
|