دائم الگرسنه
لیلا از صبح هی میگفت دیشب گفتن گاز میخواد بره،کلی غذا پختم.چون گفتم گاز ما بره،گاز آشپزخونه ب کرومم میره.
ظهر سینا زنگ زد ناهار چی بخورم
گفت ته چین بخور
گفت صبحانه خوردم
گفت چرا صبحانه برنج خوردی؟اون یکی دیگه ته چینو یخور
گفت اونو ساعت ۱۰ خوردم
لیلا درحال انفجار از عصبانیت،گفت صبح میگی نون نداشتیم برنجو خورد،ساعت ۱۰ چرا اون یکی دیگه برنجو خورد؟چطوری خودمو قانع کنم؟
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۹۹ ساعت 13:16 توسط مریم
|