داشتيم با سعيده از شاهرود ميرفتيم بابل

يهش ميگم شام آوردي؟

گفت نه فقط مواد اوليه

گفتم من يه عالمه برنج آوردم

گفت دستپخت مادرشوهرت؟

گفتم اره

گفت كاش مواد اوليه ميداد