مامان دل گنجیشکی
ماامانم امروز امتحان تاریخ ایران جهان داشت اومده خونه زار زار گریه میکنه.میگه میفتم.
من تا حالا اشکای مامانو انقد وسیع ندید ه بودم جز روز عاشورا:-(
بعد خدا رو شکر کردم که مامانم انقد دلش کوچیکه یعنی توش هیچی نیس واسه امتحان گریه میکنه.
مامانم وقتی گریه میکرد یاد وقتایی میفتادم که ما بچه بودیم اذیتش میکردیم ...خیلی دلگیرش شدم.
+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم دی ۱۳۹۲ ساعت 18:41 توسط مریم
|