كشيك بودم

ساعت ٣از خواب بيدارشدم بوم كاراي ليبرو چك كنم

يهو يه پيام ديدم از دكتر ط هما سبي:نوشته بود چطوري سهري ؟دلم  تنگيده برات.مي بوسمت.مواظب خودت باش.

هزار بار اين پيامو خوندم.دلم ميخواست از خوشحالي همه رو بيدار كنم.در همون نيمه شب احساس كردم خيلي خوشبختم كه سال بالام دكتر طه ماسبيه

پ.ن:اف تابستون بود در كشور مالي